ترجمه زبان انگلیسی با روش چامسکی

روش ترجمه چامسکی

هربار از آموزش زبان انگلیسی صحبت می شود آموزش مکالمه زبان انگلیسی تداعی می شود اما بیشترین نیاز به زبان علی الخصوص در کار با کامپیوتر و اینترنت و کتب و مجلات انگلیسی ترجمه صحیح متون می باشد .

این درس بر مبنای دستور گشتاری، از تئوری چامسکی (Noam Chaskey) تدریس شده، این دستور قائل
به وجود دو دستور است الف : زیر ساخت (deep structure) ب : روساخت (surface structure ) . تغییر از زیر ساخت به رو ساخت را گشتار می گویند. (transformation). در واقع آنچه ما خوانده ایم مستقیم به زبان نمی آوریم.

ویرایش، تغییر و امثال اینها می دهیم. یعنی تبدیل به رو ساخت می کنیم. این قواعدی که جمله را در ذهن تغییر می دهد می گوئیم. (translation)

transmit ارسال = met زبان = Late

ابزار فکر زبان است. تفکر نوعی گفتار دروئی است. واحد زبان و فکر جمله است. جمله ای که در فکر است.

جمله ای زیرساختی است. اما هنگامی که می خواهیم آن جمله را به زبان آوریم در آن تغییراتی ایجاد می کنیم :

مانند ویرایش، تغییر و امثال اینها، که به این جمله جدید رو ساخت می گوییم و به این تغییرات (transformation) می گوئیم. هنگامی که جمله گشتار پیدا می کند، معنی تغییر پیدا نمی کند و فقط شکل ظاهری جمله تغییر می یابد یعنی تغییر از زیر ساخت به رو ساخت.

قبل از ساخت جمله سه مرحله در ذهن وجود دارد :

۱- ذهن یک سری معانی و مفاهیمی در ذهن دارد (می رود سراغ واژگانی که بتواند این مفاهیم را برساند)

۲- بعد اینها را کنار هم می چیند (با توجه به یک سری قواعد زیر مقوله ای)، که اینها نوع ساختاری واژه و کاربرد آن را مشخص می کند.

۳- این واژه ها را با PSR ها کنار هم قرار می دهد (قواعد چیدن) این چیدنها هریک هم معنا دارد و هم معنای متفاوتی به جمله می دهد.

این دو جمله معنای متفاوت دارند.(Ali killed Mina Mina killed Ali)

گشتارها به چند شکل انجام می گیرند شامل :

الف- درج : برای تغییر اضافه می شوند و معنی مستقلی ایجاد نمی کنند.

ب- حذف : شکل و قیافه جمله تغییر می کند ولی معنا تغییر نمی کند .

ج- جابجائی

د- جایگزینی

مثال (حسن گفت خونه شما نمی آد ) به جای (حسن گفت که به خانه شما نمی آید)

چیزی که می خواهیم ترجمه کنیم روساخت آن نویسنده است :

۱- خنثی کردن گشتارهایی که جمله را پیچیده کرده : رسیدن به جمله زیرساخت انگلیسی که جملات
ساده اند.(Detransformational + ization)

۲- تبدیل به زیرساخت فارسی

دستور گشتاری یک ویژگی دارد : عمده مبانی اش در تمامی زبانها یکی است طبق این ویژگی می توان براساس این ویژگی کار ترجمه را به خوبی انجام داد.

هوش مصنوعی (AI) : شبیه سازی توانمندی هوش انسان و کامپیوتر

قوه ناطقه (internal speech) تفکر و تعلم، هنوز کامپیوتر نتوانسته به این مساله دست یابد. برای اینکه کامپیوتر این توانائی را داشته باشد باید ماهیت ریاضی داشته باشد. عده ای آمدند از طریق کامپیوتر ترجمه ماشینی (MT : MechinTransmation) انجام دهند ولی موفق نشدند. چونکه کامپیوتر اگر چه که معنی کلمات را بداند ولی نمی داند کدام کلمه یا حرف به متن می خورد، بنابراین مفهوم درست نمی شود.

(UG : Universal Grammer) : جیمز وبرکوت از شاگردان چامسکی در این زمینه سخن گفته . UG برای اثبات مبانی و اصول زبان. براساس این دستور زبانها با هم قابل مقایسه هستند.

آنچه تاکنون خوانده ایم دستور سنتی است. (traditional grammer)

(countrastive analysis) تحلیل مقابله ای : اختلاف بین ساختهای انگلیسی و فارسی چیست. بررسی کنیم که مفهوم A در زبان E با چه ساختاری بیان می شود. مثلاً X و بعد همین مفهوم در زبان D با چه ساختاری دیگری بیان می شود. مثلاً Y. اینجا نوعی تابع ریاصی برقرار است می گوئیم هرگاه مفهوم A در زبان E بشود (X)PSR آنگاه در زبان D می شود (Y)PSR

(یک حرف = PSRy در زبان DPSRx در زبان E)

سیستم : مجموعه ای از عناصر و روابط بین آنها که کاری انجام می دهند. دستور یک سیستم است. هرچه که عناصر بیشتر، روابط بیشتر و در نتیجه سیستم پیچیده تر.

طبق دستور سنتی جمله حداقل ۶ واحد دارد.

(S: subject + verb + object + adverb of manner + adv of place + adv of time )

زیر ساختار هر ۶ واحد اسم است، حتی قیدها مانند (on the wall) که قید مکان است و زیر ساخت آن اسم است. برای ترجمه یک لغت بزرگ آن را به اجزاء کوچکتر تقسیم می کنیم. یعنی کالبد شکافی واژه می کنیم. مانند زیر :

بزرگترین واژه در انگلیسی / anti / dis / establise / ment / arian / ism : = مکتب کسانی که ضد مخالفین تاسیس گرائی بودند. مکتب/ کسی که کاری انجام می دهد/اسم/تاسیس کردن/منفی ساز/ضد

نکته مربوط به واژه قبل : در قرون وسطی مذهب داشت قدرت خود را از دست می داد و مردم نسبت به آن بی اعتماد و بی اعتقاد می شدند. لذا مذهبیون احساس خطر کردند و گفتند بیائیم نهاد مختلف مذهبی برپا کنیم.

بنابراین آمدند این مکتب را پایه ریزی کردند. یعنی (establishment arianism) بعضی آمدند بر علیه گروه بالا و مکتب (dis establishment arianism) را پایه گزاری کردند و عده ای دیگر نیز بر علیه این مکتب مذکور (anti establishmentarianism) را پایه ریزی کردند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>