مسائل و مشکلات ترجمه

ترجمه

مسائل و مشکلاتی که پیش روی ترجمه است را می توان به دو گروه تقسیم بندی کرد:

گروه اول – مشکلات مربوط به خود مترجمان است
گروه دوم – مشکلاتی است که به ماهیت زبان ها و اختلافات ذاتی آن ها برمی گردد

کمتر مترجمی را می توان پیدا کرد که بر هر دو زبان تسلط کافی داشته باشد . علاوه بر آن، بسیاری از افرادی که بنا به دلایلی بر دو زبان تسلط کافی دارند ، تحصیلات دانشگاهی و ذوق کافی برای ترجمه ندارند . ترجمه علاوه بر تسلط کافی به دو زبان مستلزم علاقه ، ذوق و استعداد نیز می باشد و جمع شدن همه این ویژگی ها در یک فرد به ندرت اتفاق می افتد.
گروه دوم : مشکلات مربوط به ماهیت زبانمسئله تفاوت بین زبان ها برای اولین بار از سوی یک فرد مردم شناس بنام مالینفسکی مطرح شده . او که به مطالعه فرهنگ و زبان یک قبیله بومی در جزیره تروبریاند مشغول بود متوجه شد که آن ها برای برخی مفاهیم ، از جمله حرکت قایق در آب ، واژه های زیادی دارندکه برای آن ها معادلی در زبان انگلیسی نمی توان یافت و چنین استدلال کرد که برخی از مفاهیم قابل ترجمه از زباني به زبان دیگر نیستند .این بحث را دو فرد زبانشناس به نام های ادوارد ساپیر و بنیامین لی ورف بسط و گسترش دادند و بعداً تحت عنوان نظری هنسییت زبانی و یا نظریه ساپیر-ورف مطرح شد . این نظریه معتقد است که تفاوت بین زیان های دنیا بسیار زیاد است . روح این نظریه را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
هر زبانی بر حسب علایق گویشوران خود ، محیط زندگی و فرهنگ آن ها ، برش خاصی از واقعیت های جهان خارج را انتخاب و نامگذاری می نماید که این انتخاب ها با انتخاب های سایر زبا نها یکسان نبوده و از طرف دیگر بر واقعیت های جهان خارج عیناً منطبق نیستند. به بیان ساده تر ، این فرضیه می خواهد بر این مسئله ها تأ کید کند که زبا ن های دنیا به شیوه های متفاوت مفاهیم و مصادیق جهان خارج را نامگذاری می کنند و از این رو اختلافات ذاتی موجود بین زبان ها کار ترجمه را بسیار مشکل و ناموفق می سازد .
برای نمونه به واژ های مربوط به روابط خویشاوندی ( kinship terms) در فارسی و انگلیسی دقت کنید . با وجود اینکه روابط و نسبت های فامیلی در دو جامعه انگلیسی زبان و فارسی زبان یکسان هستند اما تقسیم بندی ها و نامگذاری های این دو زبان با ھم تفاوت آشکار دارند. در فارسی برای ” برادر پدر” از لفظ ” عمو ” و برای ” برادر مادر ” از لفظ ” دایی ” استفاده می شود . این در حالی است که در زبان انگلیسی برای هر دو مصداق / استفاده می شود.
فارسی انگلیسی
عمه aunt
خاله aunt
دایی uncle
عمو uncle
حال اگر فرزندان دایی ، عمو ، عمه ، و خاله ها را در نظر بگیریم موضوع پیچیده تر می شود . در فارسی کلماتی مثل پسر عمو ،پسر دایی، دختر دایی، پسر عمه ، دختر عمه ، پسر خاله ،و دختر خاله هستند . به ترجمه جمله های زیر توجه کنید :
پسر خاله ام را دیروز در خیابان دیدم .
دختر عمویم رشته حسابداری می خواند.
My aunt bought me a nice present.
He married one of his cousins.
به عنوان نمونه ای دیگر به واژه ” پوست ” در فارسی دقت کنید . این واژه برای پوشش خارجی بدن انسان ، حیوانات و اشیاء به کار می رود . در مقابل در زبان انگلیسی تقسیم بندی و نامگذاری دقیق تری برای آن وجود دارد
Skin انسان و برخی حیوانات
Shell تخم مرغ و میوه ھای مغزدار مثل گردو و فندوق
Bark درختان
Peel میوه جات
Ring مرکبات
Hide تمساح-بز-گوسفند-گاو
Huskلایه های خارجی پوست ها

این مثال و مثال های متعدد دیگر نشان می دهند که با وجود یکسان بودن واقعیت های جهان خارج ،هر زبان تصویري متفاوت از این واقعیت ها را به دست می دهد و همین مسئله موجب شد تا ورف ادعا کند که هر شخصی از دریچه و زاویه زبان خود به دنیا می نگرد و این ادعا خود منجر به تقویت این ایده فلسفی شد که مفاهیم ذهنی ما تحت تأ ثیر زبان ما هستند و از همین جا گونه افراطی
نظریه نسبیت زبانی شكل مي گیرد که می گوید ” زبان ما ، طرز تفکر وذهنیت ما را تعیین می کند.
“Our language determines our mind”
این نسخه از نظریه نسبیت زباني به وجود نوعی ” جبر زبانی” اعتقاد دارد . طرفداران این نظریه ترجمه را امری تقریباً غیر ممکن می دانند . اکثر اندیشمندان با این مسئله موافقندکه زبان مابرتفکرواندیشه ما تأثیرمی گذارد،اما گونه افراطی این نظریه راقبول ندارند به هر حال وجود تفاوت میان زبان های دنیا را نمی توان منکر شد و این تفاوت ها به واژگان زبان محدود نمی شود و ساختا زبان ها هم با یکدیگر متفاوتند. به عنوان نمونه ای از تفاوت های ساختاری زبان ها می توان به ساختار هسته و وابسته و یا ترتیب اجزای جمله اشاره کرد.
در برخی زبانھا ھستھ قبل از وابستھ می آید و در برخی زبانھا برعکس.
در ادامه بحث تفاوت های واژگانی و ساختاری زبان ها اجازه دهید نمونه ای را از زبان فرانسه نقل کنیم
در این زبان دو واژه : riviere , fleure به ترتیب اولی به معنای ” رودی است که به دریا می ریزد ” و دومی به معنای ” رودی است که به رود دیگری می ریزد ” . در زبان انگلیسی و فارسی نمی توان معادل دقیقی برای آن ها پیدا کرد زیرا
دراین دوزبان رودھا بر حسب مقصدشان نامگذاری نمی شوند بلکه بر اساس اندازه نامگذاری میشوند
stream و river
باز ھم مثالی از زبان انگلیسی :
واژه انگلیسی scowlبه معنی نگاه کردن است اما هر نگاه کردنی را scowl نمی گویند بلکه نگاهی که از سر عصبانیت و خشم باشد ، یعنی
Scowl= look + angrily
و یا ھمینطور
jerk = pull + suddenly
حال چطور می توان جمله زیر را به فارسی ترجمه کرد و در عین حال در مقابل هر کلمه انگلیسی تنها یک کلمه معادل از فارسی قرار داد.
The little man jerked down the brim of his hat and scowled at the girl.

مسئله دیگری که باید در ترجمه به آن توجه کرد مسئله همنشینی واژ هاست ما برای هر واژه یک معنایی در ذهن داریم اما وقتی یک واژه با واژه دیگر در متن ھمنشین می شود ناگزیریم که معادل دقیق آن را در زبان مقصد پیدا کنیم . برای توضیح مطلب از واژهء ساده شروع میکنیم
old
یک مرد پیر An old man
یک دوست قدیمی An old friend
یک درخت پیر An old tree
یک کت کهنه An old jacket
حال به واژه “غلیظ “فارسی دقت کنید.
دود غلیظ thick smoke
آرایش غلیظ heavy make-up
قهوه غلیظ strong coffee
لهجه غلیظ heavy accent
محلول غلیظ concentrated
موضوع دیگر تفاوتھای سبکی بین زبانھاست . گاھی ممکن است کھ در یک زبان ترتیب خاصی از عناصر واژگانی به کار رود و در زبان دیگر ھمان عناصر واژگانی با یک ترکیب و سبک دیگر بیان
شود .
مثال :
Sooner or later دیر یا زود
Fork and spoon قاشق و چنگال
Law and order نظم و قانون
More or less کم و بیش
Hope and fear بیم و امید
Cheese and bread نان و پنیر
مطلب دیگری که در کار ترجمه مشکل ساز می شود موضوع تفاوت های فرهنگی است . فرهنگ مجموعه ایست از آداب ، رسوم ، سنت ھا ، ارزشھا ، باورھا ، عقاید و مذھب . برخی مفاھیم وجود دارند که خاص یک فرهنگ و مذهب هستند و چون چنین پدیده یا مفهومی را در زبان مقصد نداریم
بنابراین معادلی نیز برای آن نداریم ، مثل واژ های جهاد، سیزده بدر ، چهارشنبه سوری ،هفت سین ، ….. در فارسی و واژه
communion , baptism , father , god mother god در انگلیسی …… . همچنین محیط جغرافیایی و طبیعی که گویشوران یک زبان در آن زندگی می کنند با محیط زندگی سایر گویشوران متفاوت است و این مسئله باعث بروز تفاوت های واژگانی بین زبا نها می شود . برای نمونه قبیله اسکیمو چندین واژه مختلف برای انواع برف دارند که معادلی بر آ نها در انگلیسی و فارسی نمی توان یافت همینطور اعراب واژ های متفاوتی برای انواع شتر دارند که معادلی در فارسی ندارند .در زبان مازندرانی واژه های متنوعی برای انواع باران وجود دارد که فارسی از بیان آن عاجز است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>